اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

303

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

« روزى است و شبى ، هر بازگشتى با پيش آمد تازه اى ، براى ما شب و روز آن يكسان است ( شب و روز ) هر گاه بازآيند حوادث تازه اى بهمراه دارند و نعمتهايى نيز كه پرده هاى آن ما را فراپوشانده است گردشها و خبرهايى كه بر مردم چيره مىشود ( مردم را دگرگون مىسازد ) آنها را گرههايى است كه تلخ آن را نمىتوان گشود ، ناگهان پيغمبر ( خدا ) محمد ( ص ) ميرسد پس خبرهايى ميدهد كه گوينده اش بسى راستگو است . » سپس كعب مىگفت : « اى كاش ( زنده مانده ) دعوت او را ميشنيدم [ 1 ] اگر ( در زمان او ) داراى گوشى و ديده اى و دست و پايى بودم از خوشحالى دعوتش و شادمانى فريادش مانند شتر نرى برمىخاستم و به يارى او مىشتافتم . » چون كعب از دنيا رفت قريش روز مرگ او را مبدء تاريخ قرار داد . فرزندان كعب : مرة و هصيص [ 2 ] بودند از وحشيه دختر شيبان بن محارب بن فهر بن مالك ، و عدى بن كعب كه مادرش حبيبه دختر بجالة بن سعد بن فهم بن عمرو بن قيس بن عيلان بود . عدى بن كعب قبيله عمر بن خطاب است ، و هصيص بن كعب دو فرزند بنام سهم و جمح داشت ، و مرة بن كعب آقاى بزرگوارى بود ، پس هند دختر سرير بن ثعلبة ابن حارث بن مالك بن كنانه را بزنى گرفت . و سرير اول كسى است كه ماهها ( ى حرام ) را جابجا كرد . پس براى مره از هند كلاب متولد شد ، سپس مره [ . . . ] [ 3 ] دختر سعد بن بارق را گرفت و او تيم و يقظه را زاييد .

--> [ 1 ] هنگامى كه خويشان دست از يارى حق برمىدارند ( جمهره ج 1 ص 34 ) . [ 2 ] ابن هشام عدى را نيز از وحشيه دانسته است ( ج 1 ص 115 ) . [ 3 ] اسماء دختر عدى بن حارثة بن عمرو بن عامر بن بارق ( طبرى ج 2 ص 20 ) .